
دیروز بارون اومد . و من بی اختیار دویدم بیرون و حسابی خیس شدم . نمی دونم چرا بازم یاد ونوشه عزیز افتادم .
بی اختیار یه سیگار در آوردم و با هر زحمتی که بود روشنش کردم و با ولع یه پک محکم بهش زدم . عجب هوائی بود انگار که روز اول بهاره . یکدفعه هوس کردم که کمی رانندگی کنم رفتم ولی پشیمون شدم . زیر بارون بدون هیچ سقفی حالش بیشتر بود زود برگشتم و سعی کردم که به آسمون نگاه کنم . خیلی جالبه تو هوای بارونی یه بار امتحانش کن ............
نتیجشم اینکه الان سرما خوردم .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 2:28 توسط محمد علی
|
