تبليغاتX
ذهن من ............. - گفتم.....

ذهن من .............

ذهن من مثل یه فاحشه س...که هر کسیو به خودش میپذیره!

گفتي که مي بوسم تو را، گفتم تمنا مي کنم

گفتي اگر بيند کسي، گفتم که حاشا مي کنم

گفتي ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در

گفتم که با افسون گري او را ز سر وا مي کنم

گفتي که تلخي هاي مي، گر ناگوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم آن را گوارا مي کنم

گفتي چه مي بيني بگو، در چشم چون آيينه ام

گفتم که من خود را در او عريان تماشا مي کنم

گفتي که از بي طاقتي دل قصد يغما مي کند

گفتم که با يغماگران باري مدارا مي کنم

گفتي که پيوند تو را با نقد هستي مي خرم

گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا مي کنم

گفتي اگر از کوي خود روزي تو را گويم برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا مي کنم

گفتي اگر از پاي خود زنجير عشقت وا کنم

گفتم ز تو ديوانه تر داني که پيدا مي کنم.

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 13:31 توسط محمد علی |

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

 
ااین وبلاگ صفحه خانگی من شود
منبع کدهای وبلاگ

وب وبلاگ